این فصل را با من بخوان، باقی فسانه است
این فصل را بسیار خواندم، عاشقانه است
به گزارش سرویس جهان مشرق، دو سال از آن سپیدهدم تلخ گذشت. دو سال از صبحی که ضاحیه جنوبی بیروت زیر باران آتش و آهن لرزید و قلب لبنان از تپش ایستاد. اما امروز، درست در سالگرد آن روز، ضاحیه دوباره نفس میکشد. نه از سر عادت، که از سر عهد. پرچمهای زرد و سبز بر فراز خیابانها، تصاویر آن چهره آرام و لبخند همیشگیاش، و صدای قدمهایی که به سمت مرقد مطهرش روان است، همه و همه یک چیز را فریاد میزنند: سید حسن نصرالله زنده است.

آن روز که آسمان ایستاد
بیست و هفتم سپتامبر ۲۰۲۴. حدود ده روز پس از انفجار پیجرها، دهها جنگنده اسرائیلی به مقر زمینی حزبالله در ضاحیه جنوبی بیروت یورش بردند. بر اساس گزارشها، ۸۵ بمب بر سر آن مکان فرو ریخت و در یک لحظه، مردی را از ما گرفتند که سه دهه نفس مقاومت لبنان بود. سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله و رهبر مقاومت اسلامی لبنان، در آن حمله وحشیانه به شهادت رسید. همراه او، سید هاشم صفیالدین، جانشین او و دیگر رهبران و فرماندهان مقاومت نیز به فیض شهادت نائل آمدند.

اما دشمن گمان کرد با ترور رهبر، مقاومت را سر بریده است. نمیدانست که خون شهید، بذر مقاومت است. نمیدانست که مکتب سید، ریشه در قلوب مردم دارد، نه در یک مکان فیزیکی.
از البزوریه تا ضاحیه؛ مسیر یک اسطوره
سید حسن عبدالکریم نصرالله، در ۳۱ اوت ۱۹۶۰ در روستای البزوریه در جنوب لبنان، در خانوادهای فقیر اما اصیل چشم به جهان گشود. پدرش سبزی و میوهفروش بود و سید از نوجوانی در مغازه پدر کار میکرد. برخلاف همسن و سالهایش که به زمینهای فوتبال و سواحل توریستی بیروت میرفتند، او راه مساجد را در پیش گرفت. علاقهای عمیق به مطالعه و دین داشت، تا جایی که در کودکی شال مشکی مادربزرگش را دور سر میپیچید و به حاضران میگفت: «من روحانی هستم، پشت سرم نماز بخوانید.»

در سال ۱۹۷۶ به نجف رفت و تحصیلات حوزوی خود را آغاز کرد. در سال ۱۹۷۸ به لبنان بازگشت و در مدرسه الامام المنتظر (ع) — که شهید بزرگوار سید عباس موسوی آن را بنیان نهاده بود — به ادامه تحصیل پرداخت. پس از تشکیل حزبالله در سال ۱۹۸۲ به این جنبش پیوست و در سال ۱۹۹۲، پس از شهادت سید عباس موسوی، با اجماع شورای رهبری حزبالله به دبیرکلی این جنبش برگزیده شد.
سی و دو سال؛ از نصر تا شهادت
سی و دو سال رهبری. سی و دو سال ایستادگی در برابر اشغالگری. در این مدت، حزبالله را از یک جنبش کوچک به یک قدرت منطقهای تبدیل کرد که در تمام معادلات خاورمیانه وزن داشت. در سال ۲۰۰۰، رژیم صهیونیستی را مجبور به عقبنشینی از جنوب لبنان کرد. در سال ۲۰۰۶، در جنگ ۳۳ روزه، ارتش اسرائیل را در باتلاق لبنان گرفتار کرد. و در تمام این سالها، خطابههای آتشین و پرصلابتش، به کابوسی ابدی برای دشمن صهیونیستی تبدیل شده بود.
اما سید فقط یک فرمانده نظامی نبود. او اندیشمندی راهبردی بود که ایدئولوژی مقاومت را از مرزهای جغرافیایی و فرقهای فراتر برد. مسئله فلسطین را از موضوعی عربی و ملی به مسئلهای انسانی و جهانی تبدیل کرد. با گفتمانی وحدتبخش، جبههای متحد از مقاومت ساخت که از شکافهای سیاسی و ایدئولوژیک فراتر میرفت. این «کاریزمای نهادی» راز جاودانگی اوست؛ او ابعاد شخصیتی کاریزماتیک خود را به ساختاری شبکهای و نهادی تبدیل کرد تا با شهادتش از بین نرود.

بین ناس؛ تصویری که برای اولین بار دیدیم
در دومین سالگرد شهادتش، شبکه المنار تصاویری را منتشر کرد که پیشتر هرگز دیده نشده بود. سید حسن نصرالله در داخل خودرو، در ضاحیه جنوبی بیروت، «بین ناس» و در میان مردمانش. نه در پشت تریبون، نه در لباس رسمی، که مردی در میان مردم، سرکشی به وضعیت آنان، جویای احوالشان. این تصاویر با صدای او همراه بود؛ صدای مهر و افتخار. او در خطابهی معروف خود در «مهرجان النصر الالهی» در سال ۲۰۰۶ گفته بود: «ای عزیزان، ای نجیبترین مردم، ای پاکترین مردم، ای بزرگوارترین مردم… سلام علیکم.»
و امروز، همان صدا در گوشها طنینانداز است. همان نگاه مهربان از قاب تصاویر به دلها میتابد.
محور مقاومت؛ میراثی که نمیمیرد
شهادت سید حسن نصرالله، ضایعهای جبرانناپذیر برای جبهه مقاومت بود. اما همانطور که عادل عبدالمهدی، نخستوزیر اسبق عراق، در مصاحبه با المیادین گفت: «خسرنا السید حسن نصرالله لکنه ربح مشروعه» — سید حسن نصرالله را از دست دادیم، اما او پروژهاش را برد. مقاومتی که او در بنای آن نقشی اساسی داشت، ثمره میدهد و میراث او قطعاً پیروز خواهد شد.

شیخ علی الخطیب، نایب رئیس مجلس اعلای اسلامی شیعیان لبنان، در مراسم بزرگداشت شهادت او گفت: «شهید نصرالله قهرمانی جهانی بود که میراث او تا ابد باقی میماند.» امروز این جنگ، بالاترین نقطهای است که میتوانست به آن برسد؛ دشمنان اگر میتوانستند کار بیشتری بکنند، هرگز تردید نمیکردند. اما راز مقاومت مردم لبنان در ایمانی است که از ارزشهای الهی به ارث بردهاند.
صحنههای عشق و وفاداری در دومین سالگرد
امسال نیز مانند سال گذشته، صحنههای شگفتانگیزی از وفاداری رقم خورد. کاروانی از راهپیمایان پیشاهنگ و مردمی، از مجسمه شهید قاسم سلیمانی تا مرقد سید شهید در ضاحیه جنوبی حرکت کردند. مسیری که نشان میداد این دو شهید، دو ستون یک مقاومت واحدند.
در میدان تحریر بغداد، مردی پرچم ایران بر دوش داشت و دیگران پرچمهای عراق را به اهتزاز درآورده بودند. همزمان با سالگرد شهادت نصرالله و هاشم صفیالدین، صدای شعارها فضای میدان را پر کرده بود. در بیروت، زنی کنار تصویر سید نشسته بود و به مرقدش خیره مانده بود;تصویری که در آن سکوت، خود هزار فریاد بود.
او زنده است
دو سال از شهادت سید حسن نصرالله گذشته است. دو سال از آن روزی که جهان گمان کرد مقاومت بیرهبر شده است. اما امروز، هر پرچمی که بر میافراشته میشود، هر شعری که خوانده میشود، هر گامی که در مسیر قدس برداشته میشود، گواهی است بر زنده بودن او. سید حسن نصرالله نه یک شخص، که یک مکتب است. مکتبی که در قلوب مردم لبنان، فلسطین، عراق، یمن و هر کجای این جهان که آزادهای هست، ریشه دوانده است.
المیادین در ویژهبرنامهای برای دومین سالگرد شهادت او، سید را اینگونه توصیف کرد: «حاضر رغم الغیاب» — حاضر، علیرغم غیبت. و این دقیقترین توصیف اوست. او با پیکر خاکیاش رفته است، اما با فکر، راه و مکتبش، در قلب تمام جبهه مقاومت حاضر است.
سلام بر سید مقاومت. سلام بر شهید زنده تاریخ. سلام بر سید حسن نصرالله.




۱۱:۲۸ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۵